WE need a hero I'm holding out for a hero 'till the end of the night He's gotta be strong And he's gotta be fast And he's gotta be fresh from the fight
سلام پست شما در مورد كارآفريني ااجتماعي باعث شد كه اين يادداشت را بگذارم. انجمن ما www.ea.wenet.ir در صدد برگزاري اولين همايش كارآفريني زنان در ايران هست تاريخ بهمن ماه امسال. داشتم مستندات مربوطه رو سرچ مي كردم كه به وبلاگ شما برخوردم. دوست داريم از تجارب و اطلاعاتتون استفاده كنيم شاد باشيد
-
یک حس نفستنگی خاصی از زمانهای دور به یادگار مونده برام. انگار قهوه زیاد
خورده باشم و قلبم تند تند بزنه٬ و انگار که کل اون جا رو کسی باز کرده باشه
گذاشته...
هنرمندی در میان جنگل سبیلاش را تاب میدهد و میگوید
-
هنرمند باید همیشه (یا دستکم به هنگام آفریش هنری، یا بعضی وقتها، یا
گهگاه، مثلا الان، یا که نه) به یاد داشته باشد که هنرش آنقدر که مخاطب او
قرار است تص...
چگونه به یک نظریه باور پیدا میکنیم؟
-
اخیرا این سوال برایم مطرح شده است که ما (یعنی انسانها به طور کلی) چطور به
یک نظریه باور پیدا میکنیم. منظورم از «نظریه» هم نظریه علمی یا مجموعه
پیچیده و م...
برای تحصیلکردگانی که سودای بازگشت به وطن دارند
-
- یکی از موضوعاتی که مطرح است و شاید کمتر به آن پرداخته شده، استفاده بیش از
اندازه از دانشجویان فقط یک دانشگاه در سازمان بورس است، در حالی که از
دانشگاهها...
توفان
-
طوفان داشت حالی به شمالشرق آمریکا میداد. تنهاش به تن ما هم خورد. هر چه
نشستم جلوی پنجره فقط باران را دیدم که با همهی جدیتی که داشت، دست زلالش را
به د...
پایان!
-
سلام!
سلامی گرم بر همه دوستانم که در مدت این چهار سال همراه من بودند، در شادی و
غم، در آرامش و در آشفتگی، در شیرینی و تلخی، در شکست و در موفقیت در تابستان ...
یاد ایامی... یاد ایامی! قسمت 4 از 37 -
-
*مدتیه که این جا کسی چیزی ننوشته واسه همین و واسه اینکه از سر بگیرم حرفامو
من شروع کردم دوباره.آخه به قول سعید قدوسی من دلم پر تر از این حرفاست که با
این ج...
پاييز اما ميگذرد
-
این مصاحبه هفته پیش با خبرنگار روزنامه شرق انجام شد و در شماره شنبه 17/7/89 به چاپ رسید. امیدوارم حال و هوای احتیاط آمیز صحبتها به ضرورت فشارها بر مطبوعات قا...
آدم پیدا نمیشود
-
"میترسم روزی جواب نوشته هایم...،نوشته هایم را بنویسی...،بنویسی. و در
جایی...، در جایی از سیاهه ات بگویی...،بگویی:«پسر...، پسر!دیگر...، دیگر...،
دیگر آدم......
-
شاملو:
از رنجی خستهام که از آن من نیست
بر خاکی نشستهام که از آن من نیست
با نامی زیستهام که از آن من نیست
از دردی گریستهام که از آن من نیست
از لذتی جان گ...
شعر بهار....
-
------------------------------
سین هفتم
سیب سرخیست،
حسرتا
که مرا
نصیب
از این سفرهی سنت،
سروری نیست.
شرابی مردافکن در جام هواست،
شگفتا
که م...
-
روبولبی های اینجا دیگه بزرگ شده اند. دکتر و مهندس شده اند. خونه خریده اند.
ماشین خریده اند. پابند زندگی شده اند. خارجی شده اند. دوستای جدید پیدا کرده
ان...
Daydreaming
-
If I want to describe myself in a single word, it's daydreaming. The love
of daydreaming was probably passed on to me from my father, who respected
his d...
ویستا
-
من خودم همیشه از طرف دار های محصولات مایکروسافت به ویژه آفیس 2007 و ویستا
بوده ام. ولی این یه قلم دیگه خدایی شاه کار ِ. در این عکس که از دسکتاپ خودم
گرفت...
خدا از روی چه اصولهایی انسان را می کشد؟
-
یهسال و خردهای از وقتی به این وبلاگ مهاجرت کردم میگذره. یه چندتایی از
کلمههای کلیدی باحالی که باهاش اومدن توی این وبلاگ رو ببینین
عکس عقدکنون پسر احمدی...
...
-
پیچ در پیچ هست و بی سر و ته/ سرنوشتی که من رقم زده ام
مثل این کوچه ها که در دلشان/همه ی شب تو را قدم زده ام
دل که بیتاب میشود٬ کلمات/در سرم مثل باد...
7 comments:
WE need a hero
I'm holding out for a hero 'till the end of the night
He's gotta be strong
And he's gotta be fast
And he's gotta be fresh from the fight
We need a hero...o
:-)
سلام
پست شما در مورد كارآفريني ااجتماعي باعث شد كه اين يادداشت را بگذارم.
انجمن ما www.ea.wenet.ir در صدد برگزاري اولين همايش كارآفريني زنان در ايران هست تاريخ بهمن ماه امسال. داشتم مستندات مربوطه رو سرچ مي كردم كه به وبلاگ شما برخوردم.
دوست داريم از تجارب و اطلاعاتتون استفاده كنيم
شاد باشيد
سلام.
امکانش وجود داره مستقیما با ای میل باهاتون تماس بگیرم؟ ای میل من در صفحه نمایه من درج شده:
http://www.blogger.com/profile/09595877156295147703
هادي تو توي آمازون درباره محسن نامجو نوشته اي؟
از خدا چه پنهون از شما پنهون نباشه (همین طوری بود این اصطلاح؟) آره. محض خنده شاید. شما از وزارت اطلاعات هستید؟!!!
نه از اطلاعات نيستم. تو كه كاري نكردي؟
اين روزا خيلي مراقب باش! نمي خوام موقع خوندن اعترافنامه مبني بر نوشتن در آمازون ببينمت.
بچه هاي وزارت صدام مي زنن.بايد برم.
ارسال يک نظر